|
حال که فهمیدید آیه «سیجنبها الاتقی ...» در شان ابوبکر نازل نشده چرا باز می گویید ابوبکر افضل خلق است؟
اهل سنت بعد از اینکه می گویند حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) در مدت 23 سال نبوت خویش کسی را به عنوان جانشین برای خود انتخاب نکردند، می گویند مردم ابوبکر را به خاطر افضلیت به عنوان خلیفه انتخاب کردند.
حال سوال اینجاست که آیا ابوبکر افضل خلق است ؟؟
یکی از آیاتی که برای افضلیت ابوبکر بیان می شود آیات 17 تا 20 سوره مبارکه لیل است :
وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى (18) وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (19) إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى (20)
(در یکی از سوالات این بخش که با عنوان « آیا ابوبکر افضل خلق است ؟» در سایت ذکر کردیم در باره این آیه از اهل سنت پرسیدیم وگفتیم چرا با اینکه نزول این آیه در شان ابوبکر در حد یک احتمال است و خود مفسرین اهل سنت می گویند احتمال دیگر در شان نزول این آیه ، این است که این آیه در شان ابو الدحداح نازل شده باشد چرا بعضی از علمای مفرط اهل سنت مثل فخر رازی اصرار دارند که بگویند این آیه در شان ابوبکر نازل شده است و در نتیجه افضلیت و صحت خلافت او را ثابت کنند؟!)
حال در این سوال می خواهیم از اهل سنت بپرسیم با توجه به اینکه سیاق آیه فقط با روایتی که می گوید این آیه در شان ابوالدحداح نازل شده سازگار است و با روایات ذکر شده از طرف اهل سنت که می گویند این آیه در شان ابوبکر است هیچ هماهنگی ندارد ،آیا باز هم می توان گفت این آیه در شان ابوبکر نازل شده است؟؟!
به عبارت دیگر در سوال قبلی ثابت کردیم که در شان نزول این آیه دو احتمال است و نمی توان به ضرس قاطع گفت که این آیه در شان ابوبکر نازل شده حال در این سوال می خواهیم ثابت کنیم روایاتی که نزول این آیه را در شان ابوبکر بیان می کنند با سیاق آیات مورد استدلال ،نمی سازند و در نتیجه نزول این آیات در شان ابوبکر نفی می شود و وقتی یک احتمال نفی شد لا محاله احتمال دیگر ثابت می شودچون از طرفی در شان نزول آیه دو احتمال بود و از طرف دیگر روایاتی که نزول این آیه را در شان ابوالدحداح اثبات می کنند دقیقا مطابق باسیاق آیات مورد استدلال اند.
در توضیح این سوال باید گفت روایتی که می گوید این آیه در شان ابوبکر نازل شده اینگونه است: وأخرج ابن أبي حاتم ، وأبو الشيخ ، وابن عساكر عن ابن مسعود قال : إن أبا بكر الصدّيق اشترى بلالاً من أمية بن خلف ، وأبيّ بن خلف ببردة ، وعشر أواق ، فأعتقه لله ، فأنزل الله : { واليل إِذَا يغشى } إلى قوله : { إِنَّ سَعْيَكُمْ لشتى } سعي أبي بكر ، وأمية وأبيّ.[1]
ترجمه:ابن ابی حاتم وابو شیخ و ابن عساکر از ابن مسعود نقل کرده اند که او می گفت:ابوبکر صدیق بلال را از امیه بن خلف و ابی بن خلف خرید و در مقابل بلال به آن دو یک برده و یک سطل از طلا داد و بلال را در را ه خدا آزاد کرد و بعد از این کار ابوبکر ،خداوند سوره ی لیل را در شان ابوبکر نازل کرد.
(البته باید توجه داشت که طبق روایات اهل سنت ابوبکر این برده ها را به این خاطر آزاد کرد که آنهامسلمانانی بودند که تحت شکنجه ی کفار قریش قرار گرفته بودند.)
ولی روایتی که می گوید این آیه در شان ابوالدحداح نازل شده اینگونه است:
وأخبرنا أبو القاسم يعقوب بن أحمد بن السري العروضي في درب الحاجب قال : أخبرنا أبو بكر محمد بن عبدالله العماني الحفيد قال : حدّثنا أحمد بن نصر بن خفيف القلانسي الرقّاء قال : حدّثنا محمد بن جعفر بن سوّار بن سنان في سنة خمس وثمانين ومائتين قال : حدّثنا علي ابن حجر،
عن إسحاق بن نجح،عن عطاء قال : كان لرجل من الأنصار نخلة،وكان له جار،فكان يسقط من بلحها في دار جاره،فكان صبيانه يتناولون،
فشكا ذلك الى النبي {صلى الله عليه وسلم} فقال له النبي(عليه السلام) «بعنيها بنخلة في الجنة»،
فأبى قال : فخرج،فلقيه أبو الدحداح،فقال : هل لك أن تبيعها بجبس؟يعني حائطاً له،فقال : هي لك،قال : فأتى النبي (عليه السلام)،فقال : يا رسول الله اشترها منّي بنخلة في الجنة،قال : نعم،قال : هي لك،فدعا النبي (عليه السلام) جار الأنصاري،فأخدها،فأنزل الله سبحانه وتعالى {وَالَّيْلِ إِذَا يَغْشَى} إلى قوله : {إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى} أبو الدحداح والأنصاري صاحب النخلة.[2]
ترجمه:عطا می گوید:مردی از انصار درخت خرمایی داشت و در جوار این درخت همسایه ای داشت و خرماهای این درخت در خانه ی آن همسایه می افتاد و بچه های همسایه این خرما ها را می خوردند.
صاحب این درخت از این اتفاق به حضرت رسول صلی الله علیه وآله شکایت کرد و حضرت به او فرمودند: درختت را به من در مقابل درختی در بهشت بفروش اما این شخص پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.
(ابودحداح که شاهد این ماجرا بود)این شخص انصاری را ملاقات کرد و به او گفت:آیا درختت را در مقابل باغی می فروشی؟این شخص قبول کرد و درخت را به ابودحداح فروخت سپس ابودحداح نزد حضرت رسول صلی الله علیه وآله رفت و به حضرت عرض کرد:یا رسول الله این درخت را از من در مقابل باغی در بهشت می خرید ؟که حضرت در جواب فرمودند آری.
سپس حضرت همسایه ی آن مرد انصاری را فرا خواندند و درخت را به او داند و خداوند متعال سوره ی لیل را در مورد این جریان نازل کرد.
خوب بسیار طبیعی است که اگر این دو روایت را در کنار هم گذاشته و با آیات مقایسه کنیم به راحتی نتیجه می گیریم که این آیات در شان ابوبکر نازل نشده است چون این آیات اینگونه است: إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى (4) فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى (5) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (6) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى (7) وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (8) وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى (9) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى (10) وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى (11) إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى (12) وَإِنَّ لَنَا لَلْآَخِرَةَ وَالْأُولَى (13) فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى (14) لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى (15) الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى (16) وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى (18) وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى (19) إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى (20)
ترجمه:سعی و کوشش شما مختلف است(4)اما هر کس که عطا و احسان کرد و خدا ترس شد(5)و به نیکویی تصدیق کرد(6)ما هم کار او را سهل و آسان گرداندیم(7)و اما هر کس بخل بورزد و خود را از لطف خدا بی نیاز دانست(8)و نیکویی را تکذیب کرد(9)پس به زودی کار او را دشوار خواهیم کرد(10)ودر هنگام عذاب و هلاک اموال و دارایی اش وی را هیچ نجات نتوان داد(11)وبراستی که ما خلق را هدایت می کنیم(12)و همانا دنیا و آخرت از آن ماست(13)من شما را از آتش دوزخ ترسانیدم(14)کسی در این آتش نمی افتد مگر شقی ترین خلق(15)و اهل تقوی از آن آتش دوری جستند(17)آن کسی که مال خود را به وجه زکات (به فقیران داد)(18)و حال آنکه هیچ کس بر وی حق نعمتی نداشت(19)(و این احسان را )جز در طلب رضای خدای خود که برترین است انجام نداد(20).
در این آیات دو شخص در مقابل هم قرار گرفته اند:1.شخصی که مالش را در راه خدا می دهد که بنا بر روایت اول این شخص ابوبکر است و بنابر روایت دوم این شخص ابوالدحداح است. 2.شخصی که بخل می ورزد و مالش را در راه خدا نمی دهد که این شخص در روایت ابوبکر ،مشرکینی هستند که بلال و بقیه ی مسلمانان را اذیت می کردند و در روایت ابوالدحداح کسی است که از فروش درخت خود به درختی در بهشت بخل ورزید و حاضر به معامله ی آن با پیامبر نشد.
از آنجا که به شخصی که بندگان خود را اذیت و آزار می کند نمی گویند که بخل ورزیده است اما به شخصی که درخت خود را در مقابل درختی در بهشت نفروخته است می گویند بخل ورزیده است نتیجه می گیریم که این آیه در شان ابوالدحداح نازل شده است نه ابوبکر.
لذا اگر چه فعل خود ابوبکر می تواند مصداق آیه باشد اما چون در آیه دو نفر در مقابل هم قرار دارند و فعل یکی ممدوح و فعل دیگری مذموم است باید هر دو نفر بتوانند مصداق آیه قرار گیرند اما در اینجا چون طرف مقابل ابوبکر که همان مشرکین باشند نمی توانند مصداق آیه باشند نتیجه می گیریم که این آیه در مورد جریان ابوبکر نبوده بلکه در باره ی ابوالدحداح است.
(نسبت به این آیه نقد های دیگری وجود دارد که در سوالات دیگر به آنها اشاره می کنیم.)
[1] .فتح القدیر ،الشوکانی ،ج 5،ص 454،ط عالم الکتب
جامع البیان،ابن جریر طبری،ج 30،ص 278،طبع دار الفکر
[2] .تفسیر الکشف و البیان،ثعلبی،ج10،ص220،ط دار احیاء التراث العربی
|